العلامة المجلسي
1238
حياة القلوب ( فارسي )
مِنَ الصَّالِحِينَ « 1 » « پس برگزيد أو را پروردگار أو ، پس گردانيد أو را از صالحان وشايستگان » . وبه سند حسن از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى دور نكرد عذاب را از قومي بعد از ظهور آثار آن مگر از قوم يونس عليه السّلام ، ويونس ايشان را مىخواند به اسلام وابا مىنمودند ايشان ، پس خواست بر ايشان نفرين كند ، در ميان ايشان دو نفر مؤمن بودند يكى عابد كه أو را « مليخا » مىگفتند وديگرى عالم كه أو را « روبيل » مىگفتند ، وعابد مىگفت : نفرين كن بر ايشان ، وعالم مىگفت : نفرين مكن بر ايشان زيرا كه خدا دعاى تو را رد نمىكند امّا نمىخواهد كه بندگان خود را هلاك كند . پس آن حضرت سخن عابد را قبول كرد وبر ايشان نفرين نمود ، حق تعالى وحى نمود بسوى أو كه : عذاب خواهم فرستاد بر ايشان در فلان سال ودر فلان ماه وفلان روز . پس چون وقت آن وعده نزديك شد يونس عليه السّلام با عابد از ميان ايشان بيرون رفتند وعالم در ميان ايشان ماند ، وچون روز نزول عذاب شد عالم به ايشان گفت : فزع واستغاثه كنيد بسوى خدا شايد كه بر شما رحم فرموده وعذاب را از شما برگرداند . گفتند : چگونه فزع كنيم ؟ گفت : بيرون برويد بسوى بيابان ، وفرزندان را از زنان جدا كنيد وميان شترها وگاوها وگوسفندان وفرزندان آنها جدائى بيندازيد وگريه كنيد ودعا كنيد . پس همه از شهر بيرون رفتند وچنين كردند وناله وگريه وتضرع بسيار كردند ، پس حق تعالى رحم كرد بر ايشان وعذاب را از ايشان گردانيد بعد از آنكه بر ايشان نازل شده بود ونزديك ايشان رسيده بود ومتفرق گردانيد به كوهها . پس يونس آمد كه ببيند ايشان چگونه هلاك شدهاند ، ديد كه زراعت كنندگان در زمين خود زراعت مىكنند ، پس از ايشان پرسيد كه : چگونه شد أحوال قوم يونس ؟ ايشان نشناختند أو را گفتند : يونس بر ايشان نفرين كرد ودعاى أو مستجاب شد وعذاب بر
--> ( 1 ) . سورهء قلم : 50 .